از من فاصله بگیر
پشتم را خالی کن
..
بگذار در انتها
وقت فرو پاشی
نگران کابوسی دیگر نباشم
..
شانه های ظریفت
قلب شریفت
و
بغض های غریبانه ات
تاب این انهدام را ندارد
..
از من فاصله بگیر
با آنکه می دانی
آخرین بنده بودنم
آهنگ نفس های تو بود
..
از من ف ا ص ل ه بگیر
پشتم را خالی کن
..
بگذار در انتها
وقت فروپاشی
نگران کابوسی دیگر نباشم

فصل کوچ می رسد
و
من نت های ب خواب رفته را
یکی یکی بیدار می کنم
تا کمی بی تکلیف در هوا
معلق باشند
تا
سیاه ها با سپید
رویاها با کابوس
و
درد ها با لبخند
تلفیق شوند
تا
باز سمفونی درد اجرا شود
در روزی دیگر
و
اکرانی دیگر
با تشکر از دوست عزیزم:
داریوش پارسا