دیر که جواب میدهی نگران می شوم ...
می گویند نگرانی ، عشق نیست !
چند روز که صدای خنده هایت را نمی شنوم دلتنگ می شوم ...
می گویند دلتنگی ، عشق نیست !
به بودنت،به عاشقانه هایت عادت کرده ام ...
می گویند عادت عشق نیست !
و من هنوز حیرانم از این همه که درگیرم با تو
که می گویند عشق نیست !
تو بگو عشق هست ؟ یا عشق نیست ؟
در "نقاشی هایم" تنهاییم را پنهان می کنم . . .
در "دلم" دلتنگی ام را ،
در "سکوتم" حرف های نگفته ام را ،
در "لبخندم" غصه هایم را ،
دل من ، چه خردسال است !!!
ساده می نگرد ! ساده می خندد ! ساده می پوشد !
دل من
از تبار دیوارهای کاهگلی است !
ساده می افتد ! ساده می شکند ! ساده می میرد !
ساده . . .
اگه روزگار هزار بار هم نبودنت رو به من دیکته کنه نمره من بازم صفر میشه ...نبودنت رو یاد نمیگیرم!
خدایا دستانم را زده ام زیر چانه ام مات و مبهوت نگاهت می کنم
طلبکار نیستم فقط مشتاقم بدانم ته قصه چه می شود
من خیلی وقته شمارو لینک کردم شمام اگه خواستید لینکم کنید بم خبر بدید
وقتی رفتی تا آخر برو وقتی ماندی تا آخر بمان
این تن خسته ست از نیمه رفتن ها از نیمه ماندن ها…
سلام رز آبی دیگ ب ما سر نمیزنی؟؟؟ خوشحال میشم بهم سربزنییی
هوای خیابان دارم...
اشک به پایم سنگینی می کند...
ترانه هایت را بردار رفیق...
من و تو و خیابان...
و سیگاری که با صدای داریوش خوب می چسبد...
اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد .......
5 وارونه!!!
خواهرکوچکم ازمن پرسید:5 وارونه چه معنادارد
من به تندی گفتم:این سوال است که تو می پرسی!!
پنج وارونه دگربی معناست
خواهرکوچک من ساکت ماندوسوالش راخورد
دیدم ازگوشه چشمش نم اشکی پیداست
بغلش کردم وآرام گرفت
اوبه آرامی گفت که چرابی معناست؟؟؟
من که درهمهمه داغ سوالش بودم
ازدلم ترسیدم
من که معصومیت بغض صدایش دیدم
به خودم میگفتم:اگراوهم یک روز
واردبازی این عشق شود
مثل من قهوه تلخ عاشقی خواهدخورد
توی فنجان نگاهش ماندم...
مات ومبهوت فقط میگفتم:بخدابی معناست
پنج وارونه غلط هادارد
توهمان پنج دبستان خودت رابنویس
پنج وارونه مایک بازیست...
شعرتنهایی من قافیه انگارنداشت/
دل بیچاره من همدم وغمخوارنداشت/
من همان خسته ترین آدم دنیابودم/
حیف این خسته که یک محرم اسرارنداشت.
زندگی
هر روز
به شدت
مشغول اثبات اینه که
" تازه کجاشو دیدی ، این که چیزی نیست"... !
روزهـا در گـذرنـد ...
تـپـش ثـانـیـه هـا را دریـاب ...
لـحـظـه هـای بـی کـسـی ...
هُـرم دسـتـان تـــو را مـی خـواهـنـد ...
روزهـا در گـذرنـد ...
تـپـش قـلـب مـرا هـم دریـاب ...
سلام بزرگوار : افتخار همکلامی با ما را هم بدهید از اشعارتان بی شک جام دل لبریز از مستی شود ، خوشحال میشوم که با شما تبادل لینک کنم البته اگر افتخار دهید
اطاعت بزرگوار
سلام داداشم خوبی؟
حتی اسمم از تو لینکات حذف کردی؟ولی من فقط یه مدت نبودم...باشه
___________________--------
_________________.-'.....&.....'-.
________________\.................../
_______________:.....o.....o........;
______________(.........(_............)
_______________:.....................:
________________/......__........\
_________________`-._____.-'شاد باشی مهربون
___________________\`"""`'/
__________________\......,...../
_________________\_|\/\/\/..__/
________________(___|\/\/\//.___)
__________________|_______|آرزومند آرزوهــــای خوب
___________________)_ |_ (__
________________(_____|_____)
............ *•~-.¸,.-~* آپــــم *•~-.¸,.-~*...........
تو سیگار رو خاموش کن تا بگم
چطور میشه با گریه هم دود شد
چطور میشه با خنده هم زخم خورد
چطور میشه با عشق نابود شد …
بــــــــــــــــــرفــــــــــــــــــــــــــــــــ...
در دیدگانِ چشمانِ مردم می رقصد و پاکی اش را به رخمان میکشد...
صبح سرِحال تر از همیشه پرده را با وَلَع کنار زدم و با لذت به تماشایِ برف ایستادم...
تو دلم : خــدایـــــا شکرت.... چه زود جوابمو دادی...شرمندتم....
همین دیشب بود که گله میکردم از نباریدنِ برف...
ببااااااااار... با غرور ببااااااار...
لحظه هاتون سفید مثلِ برف
سلام استاد.....
ممنون که سر زدید لطفتون رو نشونم دادید....
با افتخار لینک شدید....
چشم سر میزنم....
سلام استاد.....

بدون اغراق اشعارتان زیبا وخواندنی بود لذت بردم دست مریزاد.....
بنده هم کمی ذوق در این زمینه دارم خوشحال میشم به منم سر بزنید تا بیشتر باهم تبادل اطلاعات داشته باشیم....
منتظر حضور گرمتان هستم .....
مانای من ماندگارتان کند
آرام باش ،
حوصله کن ،
آبهای زودگذر ،
هیچ فصلی را نخواهند دید
از ریگهای ته جویبار شنیدهام
مهم نیست که مرا
از ملاقات ماه و گفت و گوی باران
بازداشتهاند .
من برای رسیدن به آرامش
تنها به تکرار اسم تو
بسنده خواهم کرد ...
حالا آرام باش
همهچیز درست خواهد شد ...
همهچیز درست خواهد شد ...
با دستان خالی از دنیا خواهم رفت
نباید نگران باشم چون حداقل با دلی پر میروم !
یک درخت میلیون ها چوب کبریت میسازد...
اما وقتی زمانش برسد ...!
فقط یک چوب کبریت برای سوزاندن میلیون ها درخت کافیست
هــر قلـبی "دردی" دارد ...
فقــط نحوه ی ابراز آن متــفاوت است!
برخــی آن را در چشــمانــشان پنــ ـهــان می کنند و
برخــی در لبــخنـدشان...
یـــــــه دوش آب گرم
یـــــــه لباس راحت
یـــــــه چای تازه د م
یــــــه موسیقی ملایم
به درک که خـــیـــلی از مشکلات حل نمیشه !!!
هــمین کــه بـدانـم
در ایــن لحظــه در ایــن دنیــا #نــفــس میکــشی
کــافیســتــــ بــرایــم
تا رویــای بــا
#تـــو بــودنــم را بــبـافــم…
هر جای دنیا میخواهی باش…!
من…!
احساسم را…!
با همین
دست نوشته ها…!
به قلبت میرسانم…!
جایی خواندم؛
عشق های امروزی:
بی نام
قابل انتقال به غیر
معاف از احساسات....!!!!
نگران نباش
نمی شود دوستت نداشت
لجم هم که بگیرد از دستت
دفترچه ی خاطراتم
پر از فحش های عاشقانه میشود!!!...
دارم از تــو مینویسم...
امــــا روحــت هم از نوشــــته هــایم خبــر نــدارد...
ایــــرادی نــــدارد یــاد تــو....
به نوشتــــه هــایم رنــگ می دهــد...
شــایــد دیگــری بخــــواند و آرام گیــــرد...
ذهــــن پریشــــانش…
سلام آقا رضا :)
بالاخره آپ کردم!
افتخار میدین؟
ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ Valentine ﺭﻭﺯ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ !
ﻣﻦ ﻧﻪ ﻋﺸﻘﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ﻭ
ﻧﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ
ﯾﮏ ﻣﺸﺖ ﻧﻘﺎﺏ
ﺭﻭﺯ ﺗﺌﺎﺗﺮ پیشاپیش ﻣﺒﺎﺭﮎ . . .
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺨﻨﺪﯼ …
ﺑﺎ ﺻِﺪﺍﯼ ِ ﺑُﻠَﻨﺪ…
ﮐﻪ ﮐَﺮ ﺷﻮﺩ ﺁﺳﻤﺂﻥ؛ ﻭ ﻓَﺮﯾﺎﺩ ﺑﺰﻧﯽ:
ﺩُﻧﯿﺎ…
ﻧﺎﻣﺮﺩﻡ ﺍﮔﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺻﺪﺍﯼ ﺧﻨﺪﻩ ﻧﺮﻗﺼﻮﻧﻤﺖ ..
دیشب ازدلتنگیت بغضی گلویم راشکست/
گریه ای شدبرفراز آرزوهایم نشست/
من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل/
تا بماند یادی ازروزی که برقلبم نشست…
درود بی پایان بر شما دوست خوبم با شعرم ((تنهایی)) دعوتید به اشعار عاشقانه در انتظار قدومتان هستم...
درود بی پایان بر شما دوست خوبم رضا بسیار زیبا و ستودنیست پایا باشی همیشه
بی کلام هم اینجا بمان ..//
بودن یک دوست با دل ..//
بی صدا هم زیباست .!//
گــاهـــی
پـــــروانــه ها هــــم
اشـتـبــاهی عـــاشـــــق مـی شـــونــــد
بـجـای شــــمــع
گــــرد ِچـــراغــهای
بــــی احســـا س خـیـابـــان مـــی میـــرنـــد.
زمستون رو دوست دارم...
شاید چون مکمل پاییزه...
روز آمدنت...
بشارت عطر بهاری در سرمای زمستان...
زمستانی سفید و روشن...
یک گوشه دنـج میخواهـم
بـا زیـر سیگاریَـم
و تنهـا فکر کردن
به بـودن و نبـودن هـایـت ...
فنجان چای توام ، ببین چگونه قند در دلم آب می شود به شوق لبت !
کوچه ها را بلد شدم
رنگهای چراغ راهنما
جدول ضرب
در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم
اما گاهی میان آدمها گم میشوم
آدمها را بلد نیستم!!!
هرکه قصد رفتن کرد
هیچگاه اصرار به ماندنش نکن دیر یا زود می رود
اگر ماندگار بود
خیال رفتن بسرش نمی زد
به بقالی ها و سوپرمارکت های محل های فقیر نشین برید
و از مغازه دار بخواهید دفتر بدهی های مشتریان رو بهتون نشون بده
بدون شک زنان بیوه و فقیرانی را خواهید یافت که اجناس و مایحتاجشون رو بصورت نسیه میخرند .
و صبر میکنند تا حقوقشون رو دریافت کنندو یا اینکه از جایی بهشون کمک برسه ،
خواهید دید حجم بدهی هاشون در دیدگاه شما بسیار کم خواهد بود ولی برای آنان بار سنگینی در زندگیشان هست .
بدهی هایی که قادر هستید رو بپردازید ،
حتی اگر توانستید جزیی از اون رو پرداخت کنید .
هر ماه این کار رو در مغازه های مختلف تکرار کنید تا این خیر شامل تعداد زیاد از خانواده ها شود .
اگر حتی قادر به اینکار نیستی این ایده و فکر رو به دیگری بگید شاید دیگری آنرا عملی کند و شما نیز از اجر و ثواب آن بهره خواهید برد.
شب، ساعت ۰۰ :۰۰
بذار یه بار دیگه چِک کنم...
هندزفری، عکسِش، دستمال کاغذی، اینم یه آهنگ غمگین...
من آماده ام واسه مرورِ خاطره ها...
سلام آقا رضا
شرمنده
اما چند وقت نمی تونستم به وبلاگتون نظر بدم
نمی دونم چرا؟؟؟؟؟؟؟
آپم آپم آپم
منتظرتون هستم
پیکت را بالا بگیر بزن به سلامتی آرزوهایی که هیچگاه لمس نکردی بزن به سلامتیه عشقی که طالعش با تو نبود و هنوزم دوستش داری.. بزن بسلامتی شب هایی که ازدرد خود زنی به خودت پیچیدی ولی کسی حتی نگفت بخاطر کی
زمستان امده است...
خسته ام!میخوابم...
بهار که آمد..
پیله ام را میشکافم..
تا با پرهای خیس..
دوباره عاشقت شوم..
وقتی کسی به شما نیاز دارد
گفتن : " گرفتارم" بسیار آسان است.
اما وقتی شما به کسی نیاز دارید
شنیدن: " گرفتارم" بسیار دردناک است!
در نیست
راه نیست
شب نیست
ماه نیست
نه روز و
نه آفتاب،
ما
بیرون زمان
ایستادهایم
با دشنه تلخی
در گردههایمان.
هیچکس
با هیچکس
سخن نمی گوید.
که خاموشی
به هزار زبان
در سخن است
در مردگان خویش
نظر میبندیم
با طرح خندهئی ،
ونوبت خود را انتظار میکشیم
بیهیچ
خندهئی !
مرگ انسان زمانی ست که نه شب بهانه ای برای خوابیدن دارد
و نه صبح دلیلی برای بیدار شدن ...
اینایی که تو خیابون راه میرن و یهو با خودشون حرف میزنن و میخندن آدمایی هستن که با خاطره هاشون زنده ان دیوونه نیستن فقط یکم خسته و داغونن !!!
بیچاره چوب کبریت کوچک ...
آتش از سرش شروع شد ولی بر جانش افتاد ....
فکرت را مراقب باش ...
آدم هـا کـه ” عــوض ” می شـونـد . . .
از ” سـلام ” و ” شـب بـخیـر ” گـفتـنشان
مـی شود ایـن را فـهمیـد !
از “بوسه هایشان ”
از ” حـرف هـا ” و ” نـگاه هـا ”
از گـودال هـای عـمیـقی کـه
بیـن تــو و خـودشان می کـنـند
و تـویـش را پُــر از دلیـل مـی کُنـند . . . !