انتهای خیابان را می بینی؟
همان جا کِ انتهای جاده
در دست تعمیر است
همان جا کِ چراغ راهنما
در زردِ ترددها نبض می زند
و آدم هایی را کِ
همه جا زنده اند . . . !
تا من؛کِ تنها
کمی نبودن می خواهد
راستی بِ مرگ های موقت فکر کرده ای؟
بِ مردن های آنی . . . !
و بِ نواری که بی وقفه
علامت می زند بیهودگی را
من بِ یک خط ممتد می اندیشم
بعد از این همه علامتِ بی وقفه . . .
روزی می آیی
روزی که دور نیست
یا شاید
یکی از همین شب ها
وقتی با قرص های خواب آور
آرام آرمیده ام
می آیی
با پیرهنی همرنگِ اقبالم
وقتی گل های سپید را
پای سنگی سیاه
با بغض پر پر می کنی.
روزی می آیی
روزی ک دور نیست
یا شاید
یکی از همین شب ها . . .
داریوش پارسا
وقتی می بینی طرف دیگه
به هیچ کدوم از رفتارات اعتراض نمی کنه ،
فکر نکن آدم ایده آلی شدی ،
این زنگ خطره ... !!
داره نسبت به تو بی تفاوت می شه .
بفـــــهم !!
خوش به حال باد
گونه هایت را لمس می کند
و هیچ کس از او نمی پرسد که با تو چه نسبتی دارد!
کاش مرا باد می آفریدند
تو را برگ درختی خلق می کردند؛
عشق بازی برگ و باد را دیده ای؟!
در هم می پیچند و عاشق تر می شوند
مرسیـــــــــــــــــــــ

یک مرد زمانی یه زن را دوست دارد که:


دلتنگی برای او سرگرمی اش باشد..مراقبت از او شغلش باشد..
خوشبخت کردنش ماموریتش...و دوست داشتنش زندگیش باشد..
بلدم


شاید بهم بگی مغرور یا بی احساس
ولی من ...
عادت ندارم ب چیزای عمومی حس خاصی داشته باشم...
کــــــــــــــآش مـــیــشـد
خـــــودمـــو یـــه جـــــآیی جـــــآ بـــذارم...
و
بـــرگـــردم بــبــیـنــم...
دیــگـه نـیــســتــم...!..
از تشییع جنازه می آییم...
دلم را با تمام آرزوهایش زنده به گور کردم...
برای بعضی دردها نه میتوان گریه کرد
نه میتوان فریاد زد..
برای بعضی دردها
فقط میتوان..
نگاه کرد و بی صدا شکست..
گاهی باید بخندی
با صدای بلند که کر شود آسمان
و فریاد بزنی:دنیا...
نامردم اگه با این صدای خنده نرقصونمت...!
اینجا نه حوض کاشیکاری دارد نه ماهی ِدلتنگ،اینجا خاطری دارد جمع که به عکس های تو تکیه میکند!
هنوزهم ماه رابه لالایی های عاشقانه ی تومیخوابانم....
مـی گـویـنـد بـاران کـه بـبـارد
بـوی ِ خـاک بـلـنـد مـی شـود . .
پـس چـرا ایـنـجـا
بـاران کـه مـی بـارد
عـطـر خـاطـ ـره هـا مـی پـیـچـد ؟ . . .
پنجره هاازسنگینے نگاه منتظرم کلافــﮧ شده اند
اگرنمے آیے !
پنچره ها را زجر ندهم.
چشمان خودم بــﮧ جهنم...
یه زن .........
جوری عاشقت میشه
که حس میکنی
هیچوقت از پیشت نمیره...
ولی
وقتی که میشکنه
جوری میره
که حس میکنی
هیچوقت عاشقت نبوده ...
گل گرفته ام تا اطلاع ثانوی در قلبم را
لطفا نگوید کسی
دوستم داشته باش
این یک قلم جنس را نداریم
تمام شد
من تعطیلم
چقدر غریب
هیچکس انگار هوای هیچکس را نمیکند
یخ کرده زمین از بی هوایی
از تــــو چه پنهان ،
گاهی آنقدر خواستنی می شوی
که شروع می کنم
به شمارش تــک تــک ثانیه ها
برای یک بار دیگر رسیدن ،
به تـــــــــــو …
چقدر غریب
هیچکس انگار هوای هیچکس را نمیکند
یخ کرده زمین از بی هوایی
کافه چی....
قهوه بیار " تلخ تلخ "
دروغ هایش آنقدر شیرین بود که هنوز دلم را میزند...
خاطرات هرچه شیرین تر باشند بعد ها از تلخی گلویت را بیشتر میسوزانند
چه تضاد عجیبی؛دلم برای او شور میزند اما دستم نمک ندارد!
میگویند فردا بهتر خواهد شد؛مگر امروز فردای دیروز نیست؟
هرشب

شانه میزنم موهایم را ...
صبح که بیدار میشوم
موهایم پریشان است !!
من هر شب
خواب سرِانگشتان تــو را می بینم !!
زیبا بود مرسی
سلام وبلاک خوبی داری به ماه م سر بزن ممنون میشم
خوووووووب بود
وقتی داریم به یکی فکر میکنیم نیست کنارمون!
وقتی میاد کنارمون باشه
دیگه بهش فکر نمیکنیم!
آخرش نفهمیدم زمان چیو حل میکنه؟
زندگی قانون باور ها و لیاقتهاست، همیشه باور داشته باش
لایق بهترین هایی .
خاطرات هرچه شیرین تر باشند بعدها ازتلخی
گلویت را بیشتر میسوزانند
دیــرُوز
ســادِگــی زیبـاتَرینــ رَنگــِ دُنیا بـُود
اِمروز...
سادِگـی بُزُرگـتَرینـــ خَطای
آدَمهاســتــــ
جوری زندگی کن که نه کسی ازت سیر شه ونه کسی واست شیر شه
دیــرُوز
ســادِگــی زیبـاتَرینــ رَنگــِ دُنیا بـُود
اِمروز...
سادِگـی بُزُرگـتَرینـــ خَطای
آدَمهاســتــــ
مرســــــــی بابایی...!
بسیار وبلاگ زیبایی داریدوازمطالب زیباتون لذت بردم.تمایل داشتید از وبلاگ منم دیدن کنید خوشحال میشم.
حتما.ممنون از حضورتون
آدمهای حسود
پشت سرم شایعه ساختند
آدمهای بیکار
پخشش کردند
آدمهای ساده لوح
باورش کردند!
دست " خـــودم " را می گیرم،می برم هوا خوری
" یــاد " تو هم که همه جا با من است
" تنــهایــی " هم که پا به پایم میدود...
میبینی؟
وقتی که نیستی هم جمعمان جمع است
ممنون از تذکرتون ؛درست شد ;)
مــــــــ ـــــــ ــــرد بایــــــــــــد... وقتی مخاطبـــش عصبانیــه,
ناراحتــه, میخواد دادبـــزنه وایسه روبروش بگه:تو
چشام نیگـــــــا کن , بهت میگم تو چشــــــام نیگا
کن!!حالا داد بزن , بگو از چــــــی ناراحتی؟!!بعد
مخاطب داد بزنه , گله کنه, فریـــــــاد بکشه , گریــــــــه
کنه حتی با مشتای زنونه ش بکوبه تو سینـــــــــــه مرد
ولی آخرش خسته میشه میزنه زیر گریه...
همونجا باید بغلــــــش کنه نذاره تنها باشه!
حرف نـــــــــزنه ها , توضیح نـــــــــــده هاکل کل نکنه ها , توجیــــه نکنه ها
فقط نـــــــــــذاره احســـــــاس کنه تنهاست!!
مرد باید گاهی وقتا مردونگیشـــــــــو با سکـــــــوت ثابت کنه!!
هروقت تونستی به کسی آرامش ببخشی ، بدان عاشق شدی
وگرنه عشقی که آرامش معشوق را بگیرد
خودخواهیست ...
دیگر بالش هم
آغـــوش مرا دوست ندارد…
این را از گل های پژمرده شده ی روی لباسش فهمیدم… :(
با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه؛باخبر باش که من غرق گناهم هر شب؛باغبان در باز کن من مرد گلچین نیستم؛من اسیر یک گلم دنبال هر گل نیستم
میگویند باران که میزند بوی خاک بلند میشود اما اینجا باران که میزند بوی خاطره بلند میشود
نمی دانستم دلتنگیت
قلبم را مچاله می کند
نمی دانستم وگرنه
از راه دیگری
جلو راهت سبز می شدم
تمهیدی، تولد دوباره ای، فکری
تا دوباره
در شمایلی دیگر
عاشقت شوم.
گفته بودم دوستت دارم؟
زندگی جیره مختصری است
مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است
مثل یک حبه قند
زندگی را با عشق نوش جان باید کرد
قلم فوق العاده ای دارهـ
بابا رضا؟
داریوش پارسا کیه؟
اینجـــآ زَمیـــن اَســـتــ
رَســمــِ آدمهــآیَشــ عَجیــبــ اَســتــ
اینجــآ گـُـم کــه بِشـَـوی
بـِـه جــآی اینــکه دُنبــآلتــ بِگـَـردَند
فرآموشـَـتــ می کُننـَـد
عآشـِـق کــه بِشـَـوی
بــه جــآی اینــکه دَرکــَتــ کُنــند مُتَهَمَــتــ می کُننــَد
فَرهَنــگــِ لُغــتــِ اینجــآ چیــزی از
عِشــــــق و اِحســــــآس وغــُــــرور سـَـرَش نِمی شـَـوَد
زیــآد کــه خــوبــ بآشــی زیــآدی می شـَـوی
زیــآد کــه دَمِ دَســتــ بآشــی تِکــــــرآری می شـَـوی
زیــآد کــه بِخَنــدی بَرچَســبـِـ دیوآنـِـگی میخـُـوری
و زیــآد کــه اَشــکــ بِریــزی… عآشــِــــقی..!!
اینجــآ بآیــد
فـَـقـَــــــط …
بــرآی دیگــرآن نَـفــَــــس بِکِشــی.....
شما خیلی لطف دارین که مرتب منو خجالت میدید و بهم سرر میزنید :)
مطلبم جدید هم میذارم انشالله!
هربارکودکانه دست کسی راگرفتم گم شدم،ترس من ازگم شدن نیست ازگرفتن دستهاییست که بی بهانه رهایم میکنند...
چه تضاد عجیبی است،
دلم برای او شور میزند ، ولی دستم نمک ندارد . . .
می گویند عشق آنست که به او نرسی
و من می دانم چرا …!
زیرا در روزگار من،
کسی نیست که زنانه عاشق شود
و مردانه بایستد…